تبليغاتX
روزنوشت يك دبير خبر

روزنوشت يك دبير خبر

برداشت های محمدحسن مصلي‌نژاد از ارتباطات ، اقتصاد و گاهي سياست

 

 التماس کردیم که گروگان ها را تحویل بدهیم !

  برگرفته از کتاب خاطرات آیت الله مهدوی کنی ، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 من با این کار قطع نظر از دستور امام مخالف بودم و آن را مفید نمی دانستم ؛ به خصوص ادامه آن را به صلاح نمی دیدم ، چنان که عملا ادامه این کار به نفع ما تمام نشد ، زیرا آنها پس از 444 روز آزاد شدند . آخر ، کار به جایی رسید که ما التماس کردیم که گروگان ها را تحویل بدهیم . من در آن موقع که بیانیه الجزایر نوشته می شد، در دولت بودم . بیانیه با عجله و بدون مطالعه دقیق و بدون توجه به دقایق و ظرایف حقوق بین الملل تنظیم گردید . به نظر می آید که آثار و تبعاتش هم خیلی جالب نبود . البته آثار انقلابی اش به جای خود محفوظ است که امام فرمودند انقلاب دوم رخ داد ، ولی این جریان از جهات گوناگون برای انقلاب سنگین تمام شد .

 ما اصلا درخود سفارت امریکا کمیته داشتیم . حتی به دستور خود امام ، سفارت امریکا چون اهمیت داشت و فضای بزرگی هم داشت و نیرو هم در آن زیاد بود ؛ یعنی امریکایی ها زیاد بودند به خصوص دستور دادم که آنجا را حفاظت کنید ، لذا ما یک کمیته داشتیم که خود امریکایی ها از ترس اینکه مردم به آنها حمله کنند به اینها جا داده بودند که از آنها حفاظت کنند .

  من این حرکت یعنی اشغال سفارت را نمی پسندیدم و این را نمی پذیرفتم که به سفارتخانه ها به خصوص سفارت امریکا حمله کنیم . من این را مضر می دیدم . برای اینکه از نظر قوانین بین المللی ریختن به سفارت ولو اینکه ما می گوییم لانه جاسوسی ، در دنیا مورد پذیرش نیست . شاید همه سفارتخانه ها لانه جاسوسی باشد . اصلا روال معمول همه سفارت ها همین است که از این کارها می کنند .

 آقای بهشتی و مهندس بازرگان به من زنگ زدند که آقا شما چرا نشسته اید . کجا هستید . نیروهای انتظامی کجا است . کمیته ها کجا هستند . دانشجویان به سفارت ریخته و آنجا را تصرف کرده اند و امریکایی ها را به گروگان گرفته اند . آنها خیلی ناراحت بودند .

 من ابتدا به حاج احمد آقا زنگ زدم و مساله تسخیر لانه جاسوسی و ریختن بچه ها را در لانه مطرح کردم و گفتم ما مسوول حفاظت آنجا بودیم ، چه شد که یک دفعه به سفارت حمله کردند . اینها از کدام گروه و نهاد مردمی یا دولتی می باشند و منظور آنها از این اقدام چیست . بالاخره چرا به مسوولین انتظامی اطلاع ندادند . از سوی دیگر دولت و تمام مسوولین اعتراض دارند . قوه قضائیه و ریاست آن آیت الله بهشتی اعتراض دارد . چه کسی باید پاسخگو باشد . حاج سید احمد آقا مرتب می خندید و می گفتند حالا چیزی نشده . در آخر گفتند اگر امام راضی باشند دیگر حرفی هست ؟ گفتم نه ، اگر امام دستور دادند اشکالی ندارد ولی خوب بود از قبل معلوم و هماهنگ می شد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/13ساعت 14:1  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

سوگند امروز محمود احمدی نژاد در مجلس بر سر بی ضرر بودن لایحه هدفمند کردن یارانه ها و آویختن او به عباراتی  چون " شما عنایت کنید "  و "ما دستبوسیم"  نشان داد که دست های استدلال او تا چه حد خالی است . برکنارماندن لایحه هدفمند کردن یارانه ها از بودجه سالانه و معاف ازحسابرسی، آرزویی بود که در سر رئیس دولت دهم افتاد و او را بی گدار به صحن علنی کشاند و در برآوردن آن تا هزینه کردن از رهبری هم رفت و دست خالی برگشت.حتی آن حربه اوکه اگرمجلس تمکین نکند، لایحه پیشنهادی دولت را پس می گیرد هم با شلیک این حرف های مصطفی کواکبیان نماینده سمنان که تردید نکنید آقای رئیس جمهور و بکنید آنچه را می خواهید تا مردم هم خوشحال و آسوده  شوند ، از اثر افتاد .  

رئیس دولت دهم که ایستادن او پشت تریبون مجلس، هزار اما و اگر با خود آورد و فریاد  نمایندگان را به اعتراض بلند کرد متوقع بود که مجلسی ها ، سلیقه کج و طریقه لج دولت را در خرج کرد بی حساب و کتاب تاب بیاورند و نیاوردند ؛ توقعی که در تعارض آشکار با اصل 53 قانون اساسي بود وشاید اگر نهیب نمایندگان ملت نبود که كليه دريافت‌هاي دولت بايد در حساب‌هاي خزانه‌داري کل متمركز شود و نه اینکه دولت صندوقي در قالب مؤسسه عمومي غير دولتي تاسیس کند و بر آن هيات امنايي بگمارد و شخص رئيس دولت هم رئیس آن هیات شود، حالا دیگر دست دیوان محاسبات هم از حسابرسی و نظارت قانونی بر 90 میلیارد دلاری که  از اجراي هدفمندكردن يارانه‌ها عاید می شود ،  کوتاه  بود . 

محمود احمدی‌نژاد در روزهای پیش از انتخابات، کف یارانه نقدی  به هر ایرانی را  80 هزار تومان اعلام کرد اما این رقم در اعلان های بعدی آب رفت  تا  به  کمتر از 20 هزار تومان رسید. طبیعی است امروز که تبلیغات و شعارها  ارزش از کف داده وعملکردها اعتبار یافته، مجلسی ها  به آن  تهدید که پس می گیریم و این اصرار که به دولت بسپارید ، کوتاه نیایند. می ماند گفتن این نکته که هرگاه  كلیات لایحه‌ای از تصویب مجلس می گذرد اگر دولت هم تقاضای استرداد كند – که  گویا برخی خبرها حکایت از آن دارد -  این  لایحه به خودی خود  از دستور مجلس خارج نمی‌شود ، بلكه به رای نمایندگان نیاز دارد.  به ویژه آنکه دو سال از وقت ملت پای آن رفته است .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 20:40  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

آن سال های آخر، آن چنان به بیماری اش خو گرفته بود که همه باور کرده بودند فناناپذیر است .روح سرکش و جنگنده او و اراده اش برای زندگی بود که او را در این سال ها سرپا نگه داشته بود . بسیار سفر می کرد و دائم ازفلسطین و ظرفیت های بسیار برای وحدت سه فرهنگی ( اسلام ، یهودیت ، مسیحیت ) می گفت که به اعتقاد او در بسیاری چیزها مشترکند . ادوارد سعید  به یک نسل کمک کرد تا از تاریخ واقعی فلسطین آگاه شود و این موقعیت او و این وقایع نگاری حقیقی  او برایش احترام و ستایشی جهانی به همراه آورد .  

 

ستیز با نهادهای سیاسی و فرهنگی غرب و حکومت های عربی مهم ترین ویژگی زندگی سعید است . او 14 سال به عنوان عضو مستقل در شورای ملی فلسطین خدمت کرد . سخنرانی عرفات در مجمع عمومی سازمان ملل را در سال 1984  بازنویسی کرد و به لحاظ ادبی صیقل داد ؛ با این همه در این سال ها به گونه ای فزاینده به فقدان دیدگاه استراتژیک به عنوان ویژگی بسیاری از رهبران فلسطینی بدبین شده بود . از دید او فلسطینی ها  به رهبرانی از جنس خود و در میان خود نیازمندند ؛  رهبرانی که به مقاومت اعتقاد داشته باشند نه بروکرات هایی فربه و سیگار به لب که هدفی جز عقد  قراردادهای تجاری خود و تجدید پاسپورت های دیپلماتیک شان ندارند .  سعید ، حماس و جهاد اسلامی را هم جنبشی اعتراضی علیه اشغالگری می دید اما ایده های آنها در باب حکومت اسلامی را کاملا مغشوش و نیمه تمام می دانست که برای ساکنان آن سرزمین متقاعد کننده نیست و نمی توان آن را جدی گرفت .  

کتاب فرهنگ زنده مقاومت متن کامل چند گفت و گوی متوالی میان ادوارد سعید و طارق علی است که در ژوئن 1994 تقریبا یک دهه قبل از شکست او در مبارزه طولانی اش با سرطان در آپارتمان سعید در نیویورک انجام شده است ؛ گفت و گویی به غایت جامع همراه با جذابیتی آرامش بخش که از تعامل غیر رسمی و صمیمی این هردو شخصیت فوق العاده نشات گرفته است .  طارق علی نویسنده منتقد و فیلم ساز است و ادوارد سعید از روشنفکران عمومی عصر ما و از فعالان آزادی فلسطین .  

با مرگ سعید ، ملت فلسطین صدای ممتاز خود را در نیمکره شمالی یعنی جهانی که عموما رنج فلسطینی ها را نادیده می گیرد، از دست داد ؛ فلسطینی هایی که که از دید مقامات اسرائیلی موجوداتی مادون انسان،  از دید مقامات امریکایی یک مشت تروریست و از دید رژیم های رشوه خوار عرب تشویشی همیشگی اند. صدای او اگر چه بی جایگزین است ولی میراث او همچنان زنده و پیشرو خواهد ماند ؛ به ویژه آنکه بیش از 20 کتاب از او به جا مانده و آثار او به 36 زبان مختلف ترجمه شده است .   

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/30ساعت 18:41  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

ماجرا در جنوب می گذرد. شهر جهرم . ساواک  بر آن است که با  خفقان و سرکوب عمومی ، علیه موج انقلاب خواهی در این شهر  بشورد ؛ مردم ، حربه ای جز مقابله نمی یابند. دستگیری ها و بازجویی ها و شکنجه ها ، لحظه ای آتش مبارزه انقلابیون  را  سرد نمی کند.  با ستم در پیچیده و مردم دیگر شهرها را هم با فریاد عدالتخواهی و اسلام خواهی  خود تکان می دهند  و در  این تجربه سترگ  - آن گاه که سربازی از  توده همین مردم برمی خیزد و با ترور فرماندار نظامی و رئیس شهربانی شهر، جانی تازه به حرکت های خودجوش مردمی می دهد -  در می یابند  که مبارزه امکان پذیر است.

" شلیک کن سرباز " به هیچ وجه داستان یا زاده تخیل نیست . اثری است مستند و تاریخی که شکل و قالب گزارش دارد . گزارشی است توصیفی و تحقیقی از صحنه حادثه که مواد اولیه آن را  600 صفحه سند اعم از بازجویی ها، اعترافات ، گفته های دوستان  و شهادت ناظران پدید آورده است. این اسناد به مصالحی می مانند که درنهایت شالوده کتاب واگر ادعایی گزافه نباشد مجموعه ای همساز و همساخت را شکل می دهند .  

" شلیک کن سرباز" را شش ماه است که دست گرفته ام. به گمانم دستکم شش ماه دیگر زمان می خواهد تا در بیاید. روایت حماسه شهید حسن فرداسدی است. بچه نظام آباد تهران. شهیدی که پیش ازانقلاب دوره آموزشی را درجهرم می گذراند ودوره مد‌يركلی د‌رمخابرات را ميد‌ان خراسان دراتاقی استیجاری می نشست.  د‌وستانش هنوز به عشق او نام حسن ‌ بر فرزندان خود می گذارند. اگر بود‌، بی شک  از شخصيت‌هاي طراز اول نظام بود‌.

 و این هم سطرهایی از کتاب :

خون بر صندلی رنجرور لکه ای بزرگ گذاشته است . گلوله  با کمانه کردن از ناحیه شقیقه سرهنگ ،  بخش وسیعی  از گوشت و استخوان گونه و چشم و ابروی راست او را از جا کنده است . کراوات خون آلود او بر گردنی که  تا دقایقی پیش کشیده می شد تا جمعیت خشمگین را نظاره کند و اکنون فروافتاده ، سنگینی می کند . نگین برلیان در پرتو نور خورشید بر حلقه طلای سفید او می درخشد . در هیاهوی جمعیت، دستش بی آنکه دیگر حتی نشانه ای حقیر از فرمان آتش داشته باشد ، بی جان به زیر افتاده و بر لباس نظامی اش بی حرکت مانده است.  فرصت نیافته است که حتی  پلک هایش را کاملا ببندد . چشمانش طوری بازمانده  که بیننده را به حیرت می اندازد . تردیدی نیست که در همان لحظات نخست جان سپرده است . ساعت مچی تایمکس او ساعت 10 و 45 دقیقه صبح چهارم آبان را نشان می دهد .

بخشی از دفاعیات شهید در پادگان شاهپور :

" من حق اسلحه را به جا آوردم و حق اسلحه به کار بردن  آن در راه دفاع از صاحبش است که صاحب اسلحه مردم هستند و شما در همه جا از آن علیه ملت استفاده کردید و من خواستم که علیه او استفاده نکنم . در همه جا ملت را به نام خرابکار و دشمن خارجی به گلوله بستند . گلوله ای که باید به سینه دشمن بخورد ، در همه جا سینه ملت را شکافته و توقع دارید که من و نظایر من هم دست به برادر کشی بزنیم ؟"  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/21ساعت 0:17  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

 دیروز باز چشمان عابران خیابان انقلاب نخندید و دیدگان کاسبان به فروش حتی هدیه ای کوچک ندرخشید . دیروز باز همهمه ای غریب چون رعدی غلتنده خیابان را فرا گرفت .

 دیروز باز نگاه های خشمناک، چون تیرهای زهرآلود بر تن کودکان محله نشست . 

 دیروز باز عوض عطر گل سوسن و نرگس و مریم،  بوی گاز اشک آور و آتش و  دود در هوا موج می زد . دیروز ضربه های باتوم، هوای کوچه ما را هم شکافت .

دیروز باز مسجد مجاور ما  تمام مغرب را در زنجیر بود .

 دیروز باز مردان محله،  شهر را از بانگ الله اکبر خود پر کردند.

 دیروز ...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/19ساعت 21:1  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟

شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

 پر می زند دلم به هوای غزل، ولی

گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

 گیرم به فال نیک بگیرم بهار را

چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

 تقویم چارفصل دلم را ورق زدم

آن برگهای سبِِِِزِِ سرآغاز سال کو؟

 رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند

حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

(شعر از قيصر امين پور )

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/30ساعت 10:35  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

روزنامه امريکايي واشنگتن پست سه روز پيش از انتخابات رياست جمهوري در ايران ، تحليلي تازه از اين رقابت سياسي پيش چشم گذاشته است . گزارش توصيفي - تحليلي  واشنگتن پست از روستای دورافتاده دشت ارژن در فارس و پيش بيني آن از آينده انتخاب ايرانيان مهم است و بايد جدي گرفته شود .  با اين همه، اين گزارش فارغ از جهت گيري آن   مي تواند حکم کارگاهي آموزشي را داشته باشد که هم در فرم و هم  محتوا موفق عمل کرده  و دقيق به قلب هدف زده است .ترجمه اين گزارش را به نقل از سايت کلمه در اينجا مي گذارم تا شما هم بخوانيد و  مثل من در لذت آن شريک باشيد .

 کاميون هاي بزرگ از کنار خانه هاي آجري دشت ارژن، روستاي کوچکي در استان فارس در مرکز ايران، مي گذرند. استاني که قلب فرهنگ ايران باستان بوده است. اين روستا که به شکل نواري از خانه ها در امتداد بزرگراه قرار گرفته، مانند بسياري از استان هاي ديگر ايران در تونل زمان متوقف شده است. مردان جوان و بيکار، سوار بر موتورهاي گازي، بدون هدف در حاشيه خيابان حرکت مي کنند. تابلوي سبزرنگي نيز گردشگران را به سوي مجلس محلي دعوت مي کند. محمود احمدي نژاد بخش عظيمي از طرفداران خود در انتخابات سال 2005 را از استان هاي مرکزي و ساير استان هاي دور افتاده کشور جلب کرده بود. پيروزي او از طريق تبليغات کلامي با اجراي سپاه پاسداران انقلاب و نيروهاي داوطب بسيج بدست آمده بود که به تبليغ از اين نامزد گمنام درميان کشاورزان و کارگران ساکن شهرها و روستاهاي دورافتاده اي نظير دشت ارژن مشغول بودند.  

احمدي نژاد در اين سال ها، بر سياست توزيع ثروت در اين مناطق دور افتاده متمرکز شده است؛ مناطقي که مرتب مورد بازديد وي قرار مي گرفتند. با اين حال، هرچند تصور مي شود پشتيباني از او در مناطق غير شهري به قوت خود باقيمانده است، 3000 سکنه دشت ارژن از قصد خود براي رأي دادن به مير حسين موسوي، رقيب وي در انتخابات روز جمعه خبر مي دهند. آنها مي گويند احمدي نژاد به وعده هاي خود عمل نکرده و اوضاع آنها بدتر ازقبل شده است.  

در مجموعه اي از رستوران ها و توقفگاه هايي که در نقطه اصلي اين روستا واقع شده، پوسترهاي تبليغاتي سبزرنگ موسوي در همه جا به چشم مي خورد. اين نخست وزير سابق و مهندس معمار، وعده آزادي هاي بيشتر و مديريت بهتر اقتصاد نابسامان کشور را داده است، هرچند هيچ طرح مشخصي را براي دستيابي به اين اهداف ارائه نکرده است. صمد رئيسي مدير يک رستوران گفت:  1500 پوستر موسوي را به اينجا آوردند و ظرف چهار روز، همه را پخش کردند. مردم براي گرفتن اين پوسترها به ما مراجعه مي کردند. مطمئن هستم موسوي اينجا برنده مي شود.  

دولت احمدي نژاد حقوق و دريافتي ها را زياد کرده و 22 ميليون ايراني را مشمول بيمه بهداشتي درماني دولت کرده است. تمام هيأت دولت خود را به 60 سفر استاني برده و تک تک استان هاي کشور را مورد بازديد قرار داده است، به مشکلات مناطق محلي پرداخته و دست به کار تأسيس مدارس و مجموعه هاي ورزشي شده است. بعضي جاها هم به توزيع پول نقد دست زده است. با همه اين اوصاف، نرخ تورم و بيکاري افزايش پيدا کرده و جلوي پيشرفت ها را گرفته است. رئيسي گفت او قبلاً به احمدي نژاد رأي داده و اين کار او، اشتباه بوده است.  

تعداد محدودي مشتري در محوطه رستوران به چشم مي خورد. مشترياني که بر سکوهاي آراسته به فرش ايراني و پشتي لميده اند و مشغول صرف کباب هستند. رئيسي گفت: مردم پول کمتري براي خرج کردن دارند. موسوي اقتصاد را درمان مي کند، زيرا او تجربه مديريت کشور در دوره جنگ ايران با عراق را دارد. وي گفت اگر احمدي نژاد برنده انتخابات شود، آينده غم انگيزي در پيش است. تصميمات او غير حرفه اي است. همه چيز ما، آزادي، اقتصاد، بدتر وبدتر خواهد شد. هادي بهادري مغازه دار نيز که مغازه اش در احاطه پوسترهاي ستارگان ايراني از جمله ساسي مانکن قرار گرفته، گفت: موسوي، زندگي ما را همراه با آزادي هاي بيشتر خواهد کرد. وي گفت: اما انتظار اين را نداشته باشيد که چيزي در ايران واقعاً عوض شود. ممکن است اين بار به موسوي رأي بدهيم. اما دفعه بعد، باز هم احمدي نژاد را انتخاب خواهند کرد. ما ايراني ها معمولاً به کساني که مسؤول هستند انتقاد مي کنيم. ما از آنها مي خواهيم براي ما همه کار بکنند.  

کمي پائين تر در جاده، تعدادي از مردان براي صرف چاي نيمروز در پمپ بنزيني دور هم جمع شده اند. علي قرباني، کارگر، چنين شکايت مي کند: احمدي نژاد فقط وعده داده است. او به همراه دوستانش به بحث درباره انتخابات روز جمعه مشغول اند. قرباني ادامه داد: من کاري گيرم نيامد، پس به احمدي نژاد رأي نمي دهم. آزاد، برادر وي با اين نظر مخالف است. او که در وقت استراحت از کار خود در پمپ بنزين به جمع اضافه شده، گفت: در زمان رياست جمهوري او، اتوبان را بزرگتر کردند. حالا مشتري هاي خيلي بيشتري داريم.

احمدي نژاد يکسال پيش در سر راه سفرهاي استاني خود از دشت ارژن عبور کرد. مردم به انتظار رئيس جمهورشان، در کنار جاده صف کشيدند. حسين بهادري گفت گوسفندي را براي قرباني کردن به همراه برده بود. اما هنگامي که او گوسفند را قرباني مي کند، کاروان احمدي نژاد بدون هيچ توقفي از اينجا گذشتند. بهادري در حالي که دوستانش به داستان او مي خنديدند، ادامه داد: خيلي ناراحت کننده بود. انتظار داشتم با ما احوالپرسي کند. وي گفت رأي خود را به احمدي نژاد خواهد داد. بهادري گفت: هرچند او فقط از اين جاده عبور کرد، اما تنها رئيس جمهوري است که ما تاکنون ديده ايم. بقيه آنها فقط در تهران ماندند و هيچوقت به ما اهميت ندادند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/19ساعت 12:29  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

مصاحبه  آيت الله يوسف صانعي با خبرگزاري فرانسه :  

ترجمه مقدمه :  يک روحاني ارشد ايراني هوادار اصلاحات از راي دهندگان خواست که در انتخابات هفته آينده ، رئيس جمهور تندروي ايران را برکنار کنند . آیت الله یوسف صانعی گفت : دولت محمود احمدي نژاد در بهبود اقتصاد ايراني ها  ناکام بوده است . اين مصاحبه به دليل ماهيت حساس ديدگاه هاي اصلاح طلبانه آيت الله صانعي در دفتر او در قم  در حضور مقام رسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار شده است .  

 مديران مجرب به حاشيه رانده شدند

من در اين انتخابات راي مي دهم و از تمام راي دهندگان واجد شرايط مي خواهم که راي دهند تا ببينند مي توانند وضعيت را تغيير دهند يا خير. اصول انقلابي آيت الله خميني پابرجاست،  اما بسياري از موارد در دولت نهم به سرپرستي احمدي نژاد تغيير کرده است . در اين دوران بود که  بسياري از مديران مجرب به حاشيه رانده شدند . 

 با نفت ۱۳۰ دلاری، امروز دستانمان خالي است

ما نفت را بشکه اي 130 دلار فروختيم اما امروز دستانمان خالي است .تورم و بيکاري دارد مردم را فقيرو فقيرتر مي کند . امام اين را نمي خواست . او دنبال آن بود که معيشت مردم بهبود يابد. من وضع موجود را تاييد نمي کنم .

  پيمان سعد آباد بدون ديدگاه رهبر تاييد نمي شد

در سياست خارجي ، مي شنويم که دولت نهم از پيمان سعدآباد انتقاد مي کند. ما معتقديم که اين ادعاها صحت ندارد ، چون اين پيمان بدون ديدگاه رهبر تاييد نمي شد . سياست هسته اي ربطي به رئيس جمهور ندارد . اين به عهده رهبري است .

 ما معلم تاريخ نيستيم !

در موضوع هولوکاست ، من مخالف سخنان رئيس جمهورم.  کار ما اين نيست که از تاريخ حرف بزنيم . ما معلم تاريخ نيستيم . مي توانيم راه بهتري براي بيان ديدگاه هايمان انتخاب کنيم .

 از کانديداي دروغ گو حمايت نمي کنم

من از کانديداي خاصي حمايت نمي کنم . من فقط از برنامه ها و طرح ها حمايت مي کنم . از کانديدايي که دروغ مي گويد ، حمايت نمي کنم . از کانديدايي که بر سر قول خود مي ايستد و مي خواهد که فقر و بيکاري و اعتياد به مواد مخدر کاهش يابد ، حمايت مي کنم . 

به کانديدايي راي مي دهم که پيرو راه امام باشد  

من به کانديدايي راي مي دهم که پيرو راه امام باشد . کار روحاني فقط هدايت مردم در انتخاب کانديداي اصلح است .تحت فشار گذاشتن مردم براي راي دادن به يک کانديداي به خصوص،  آزادي آنها را محدود مي کند .

..........................................................................................................................

by Farhad Pouladi

                   =(FILE PICTURE)=

                  

                   QOM, Iran, June 6, 2009 (AFP) - A senior Iranian pro-reform

cleric has urged voters in next week's election to oust hardline

President Mahmoud Ahmadinejad, saying his government has failed to

improve the economy for the people.

                   "I will vote in the election and I urge all eligible voters to

do the same, to see whether we can change the situation," Grand

Ayatollah Yusef Saanei told AFP at his office in Iran's clerical

nerve-centre of Qom.

                   The interview was conducted in the presence of a Ministry of

Culture and Islamic Guidance official because of the sensitive

nature of Saanei's pro-reformist views.

                   A disciple of Iran's revolutionary leader Ayatollah Ruhollah

Khomeini, Saanei held two prominent posts in the early years of the

Islamic republic formed by the toppling of the US-backed shah in

1979.

                   He was one of the six clerics on the powerful Guardians Council,

the 12-member body that vets legislation and election candidates.

Khomeini also appointed him Iran's public prosecutor from 1983 until

1986.

                   "The revolutionary principles of the Imam (Khomeini) still

continue, but many features have changed during the ninth

government" headed by Ahmadinejad, the Shiite cleric said, toying

with a silver-topped walking stick.

                   "Several skilled managers were sidelined, inflation and

unemployment is making the people poorer... we sold a barrel of oil

at 130 dollars, but now we are empty-handed," he said.

                   Iran, the world's fourth-largest oil producer, enjoyed windfall

revenues when oil prices surged to a record high of 150 dollars a

barrel last July. But since then the slide in crude prices has

sharply eroded its earnings.

                   "Well, the Imam did not want these issues. He wanted the

people's livelihood to improve. I do not approve of the current

situation," the high-profile cleric said.

                   He also took issue with Ahmadinejad's foreign policy.

                   "When we hear President Ahmadinejad criticising the Saadabad

accord, I believe he is wrong, since that accord was impossible

without the leader's consent," Saanei said referring to Iran's

supreme leader Ayatollah Ali Khamenei.

                   The 2003 Saadabad accord, which Iran under reformist president

Mohammad Khatami signed with Britain, France and Germany, resulted

in Tehran suspending its sensitive nuclear activities.

                   During a provincial trip on May 20 to Semnan, his home town,

Ahmadinejad called the accord "shameful" and boasted of resuming the

suspended nuclear work when he became president in 2005.

                   "Nuclear policy has nothing to do with the president. It is up

to the supreme leader," Saanei said, shaking his head in

disapproval.

                   Khamenei has the final say on all strategic matters, including

nuclear issues.

                   Saanei is also a critic of Ahmadinejad's stand on the

Holocaust.

                   The president triggered global outrage soon after taking office

in 2005 when he said Israel was "doomed to be wiped off the map",

and in a later diatribe called the Holocaust a "myth".

                   On Wednesday, Ahmadinejad fired his latest salvo against the

Jewish state, saying the Holocaust was a "big deception".

                   "I am against it (Ahmadinejad's stance). Our job is not to talk

about history, we are not teachers of history. We could have said

things differently. We could have said it in a better way," the

visibly upset cleric said.

                   Saanei refused to reveal who he will vote for on June 12, but

ahead of the 2005 election he said he preferred Mir Hossein Mousavi,

the ex-prime minister who was not even contesting the presidency

then.

                   Mousavi is standing for the presidency this time, however, and

he has emerged as the main challenger to Ahmadinejad.

                   "I do not support a particular candidate. I only support plans

and programmes" outlined by them, the grand ayatollah said.

                   "I support a candidate who does not lie, who keeps his promises,

who wants to reduce poverty, unemployment and drug addiction. I will

vote for a candidate who follows the path of the Imam, a candidate

who is not mentally rigid and inflexible."

                   Saanei said a cleric's job was only to guide the people in

opting for the right candidate, adding that "forcing them to vote

for a particular candidate will diminish their freedom of choice".

                   In next week's poll Ahmadinejad, who is seeking a second term in

office, is pitted against Mousavi, reformist former parliament

speaker Mehdi Karroubi and ex-Revolutionary Guards Corps commander

Mohsen Rezai.

                   fpn/jds/srm/gk

                  

            

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/16ساعت 9:5  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 

تمام شد. جدال بر سر برنده و بازنده مناظره، دیگر بیهوده است . وقت آن رسیده  است  که بپرسیم برنده انتخابات ریاست جمهوری دهم کیست . این بار انتخاب  قدری زود اتفاق افتاده است . پیام از هفته ها پیش ارسال شده و اثر خود را بخشیده است و البته مناظره زنده تلویزیونی هم ضربه نهایی را دقیق و برق آسا  به نفع میرحسین موسوی وارد می کند. 

رئیس دولت نهم تهدید و بر این تهدید خود مانورکرده بود که اسامی مفسدان اقتصادی را در مناظره افشا خواهد کرد .خوش خیالانه و ساده دلانه به خود قبولاندیم که هنوز هم برای افشاگری دیر نیست ، هرچند آرزو داشتیم آنچه را فاش کردنی بود ، در بحبوحه آن چهار سال دشوار  افشا می کردند.  با این همه ، حقیقت آن است که در رشته بافته هایی که بارها از زبان احمدی نژاد آغازگر مناظره  تکرار شد ، اغلب خبری از خبر واقعی نبود . اگر نظام اسلامي  آن گونه است که رئيس دولت فعلي گفت ، ديگر چرا باید از آن دفاع کرد و به آن راي داد. اگر ناطق نوری مفسد اقتصادی  است ، پس در دفتر بازرسی رهبری چه می کند . واگر هاشمی و دودمان او بیست و چند سال است فساد روی فساد می کنند ، پس چگونه است که محاکمه نمی شوند و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام و جایگاهی چون مجلس خبرگان و تریبون نماز جمعه هم به او و امثال او سپرده می شود .  

مناظره تلویزیونی میرحسین و احمدی نژاد تصویری هولناک از واقعیتی تلخ  است .  در یک سوی میز مردی نشسته که می گوید احساس تکلیف کرده و از ملت بوده و به ملت بازمی گردد و با این حال همچنان متهم به سکوت و تنزه طلبی است. آن سوی دیگر مردی که به تک وتا افتاده و به شیوه ای " بچه گول زنکی"  همچنان می کوشد که موضع انکار در پیش گیرد و با سرهم بندی های بی مقدار مسیر مناظره را عوض کند . یکی  دعوت به بازگشت به قانون می کند و آن دیگری که عادت به حرافی و سخنرانی کرده است، در همین مناظره هم سه بار وارد وقت قانونی نامزد رودررو می شود  تا بی عملی ها  را توجیه کند و البته پیداست که دیگر دیر دیر دیر شده است .  آتش تحسین ها و به به و چهچه ها مدت هاست که فرو نشسته است .  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/14ساعت 0:29  توسط محمدحسن مصلی نژاد  | 

 تصویری که مجید مجیدی از میرحسین موسوی پیش چشم میلیون ها ایرانی گذاشت، ساده بود . به  سادگی  خود کارگردان . راست گفته اند که روح هنرمند در آثارش جلوه می کند و به هیچ حیله و ترفندی نمی توان راه بر آن بست . هنرمند آینه ای است که اگر زنگار بر آن افتاده باشد ، صورت زیبای حقیقت را مخدوش و کج و معوج می نماید و مستند میرحسین اگر تصویری صاف وصادق به دست می دهد و اگر جلوه فروشی نمی کند و اگر به ورطه شعار و تکرار نمی افتد  و اگر های و هوی و منم منم نمی کند ،  از آن است  که سازنده آن خود صادق است و با این صداقت انسی غفلت ناپذیر گرفته است .

  مجیدی میرحسین را درست همان گونه که هست و باید باشد،  دیده است ؛ نه بیشتر و نه کمتر . مستند میرحسین  بوی عطر جبهه می دهد ،  نشان از امام و انقلاب دارد، حق را به طبقه فرودست و مستضعف جامعه می دهد، گذشته را انکار نمی کند،  انگشت بر عدالت به تبعید رفته می گذارد  ، جانب اخلاق را می گیرد ، جامعه را با دیوار خودی و غیر خودی از هم جدا نمی کند  و سخت صمیمی و باور پذیر است  ؛ آن چنان که  تماشاگر تردید نمی کند که به تماشای زندگی خود نشسته است .

مجیدی بارها میرحسین را تا مرز باریک انتخاب بین راست ودروغ ومصلحت سنجی وحقیقت گویی می کشاند و سید هر بار می کوشد که جز حقیقت نگوید  و آینده را فدای وعده های گزاف و بی فرجام  نکند.  کسی انتظار شق القمر ندارد، اما  آرزوی محالی نیست اگر بخواهیم جهان را چند صباحی شبیه به رویاهای خود بسازیم . سرانگشتان نحیف احمد عزیزی شاعر بر تخت بیماری افتاده ، راه را چه زیبا نشان می داد ...

دور نیست آن روز.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/10ساعت 1:6  توسط محمدحسن مصلی نژاد  |